1:اگر
بخواهیم جانب انصاف را رعایت نماییم و واقعیات جامعه را در نظر بگیرم،
باید بگوییم كه انقلاب اسلامى ایران با هدف اجراى احكام و ارزشهاى الهى،
دفاع از حقوق مظلومان، رعایت عدالت اجتماعى، نفى تبعیض و... شكل گرفت و به
پیروزى رسید. از اول انقلاب اسلامى تا كنون، مسؤولان عالى رتبه نظام ـ چه
در گفتار و ارائه خط مشى و اصول كلى نظام و تدوین برنامههاى دولت و چه در
عمل ـ همیشه بر این اصول تأكید و پافشارى داشته و براى بهبود سطح معیشتى،
رفاه و... این اقشار اقدامات متعددى انجام دادهاند؛ بسیارى از مردم حتى در
دورافتادهترین روستاهاى كشور كه قبل از انقلاب از وضعیت مناسب اقتصادى
برخوردار نبودند، به بركت انقلاب اسلامى و برنامههاى حمایتى دولت از اقشار
مستضعف، وضعیت به مراتب مناسبترى پیدا كردهاند. و این با مراجعه به
آمار، كاملاً قابل اثبات مىباشد؛ اما متأسفانه هنوز در بعضى جاها تبعیض و
بىعدالتى وجود دارد و یا حقّى پایمال مىشود و مسؤولین عالى رتبه نظام نیز
ضمن اذعان به آن همیشه دغدغه ونگرانى خود را از این وضع اعلام داشته و به
مسئولین مربوطه تذكرات و توصیههاى لازم را ارائه نمودهاند.
در اینجا
ابتدا به بررسى ریشهاى و پرداختن به علل و عوامل این قبیل مشكلات و
نارسایىها ـ كه حتى مقدار كم آن نیز زیبنده جامعه اسلامى نمىباشد ـ نیاز
به بررسى دقیق علل و عوامل جامعه شناختى آن دارد كه به اختصار مهمترین
آنها را بیان مىكنیم و سپس به ارائهراهكارهاى حل این مشكلات مىپردازیم:
1-
وجود فقر در كشور تا حدودى ناشى از ساختار اقتصادى كشور، وابستگى به
صادرات نفت، جمعیت زیاد، عدم رشد صنایع مادر، وابستگى در بسیارى از مواد
صنعتى به خارج از كشور، مشكلات ناشى از جنگ تحمیلى، محاصره اقتصادى و سیاسى
و... است. شاید بتوان مهمترین عامل آن را عدم اجراى كامل عدالت اجتماعى
در كشور دانست؛ چنان كه مقام معظم رهبرى مىفرمایند: [... در وضعیت كنونى،
ثروت در كشور مىجوشد و كسانى هستند كه مىتوانند ثروتهاى زیادى را به دست
آورند.... عدالت اجتماعى بدین معنى است كه فاصله ژرفِمیان طبقات و
برخوردارهاى نا به حق و محرومیتها از میان برود و مستضعفان و پابرهنگان كه
همواره مطمئنترین و وفادارترین مدافعان انقلابند، احساس و مشاهده كنند كه
به سمت رفع محرومیت حركتى جدى و صادقانه انجام مىگیرد...]، (آیتالله خامنهاى:حدیث ولایت، ج 1، ص 287).
2-
ادامه و بقاى فرهنگ فاسد و منحوس 2500 ساله پادشاهى در ایران از قبیل
رشوهخوارى، پارتى، روابط را مقدم بر ضوابط دانستن، جاهپرستى و سلطهپذیرى
و تقدم منافع شخصى بر منافع اجتماعى و قانون، بىاعتنایى به حقوق محرومان
و...
3- عدم تثبیت ارزشهاى اسلامى و قانون گرایى و پایبندى به ضوابط در
حدى كه مسؤول یا مدیر اداره خودش را خدمتگزار بداند نه سوار بر مردم و...
كه این خود ناشى از عوامل مختلفى از قبیل: فقدان برنامهاى جامع و همه
جانبه براى تربیت، آموزش و توجیه آنان، كم كارى یا بعضا عملكردهاى غلط
نهادهاى فرهنگى كشور، سردر گمى مسؤولان امور فرهنگى و عدم ارائه برنامه
منسجم فرهنگى، فقدان اجماع نظر دولتمردان در كیفیت برخورد با این مسأله
و... مىباشد.
4- عدم تصفیه كامل افراد در سطوح پایین بعد از وقوع
انقلاب از یك سو و رعایت ننمودن مسائل اصیل اسلامى از قبیل: لیاقت و
شایستگى، تعهد و تقوا، تجربه و مهارت و تخصص و... در گزینشها چنانچه حضرت
على (ع) در عهد نامه خود به مالك اشتر مىفرماید:[ثم
انظر فى امور عمالك فاستعملهم اختبارا و لاتولهم محاباة و اثرة فانهما
جماع من شعب الجور و الخیانة و توخّ منهم اهلالتجربة و الحیاء من اهل
البیوتات الصالحة والقدم فى الاسلام المتقدمة...؛ در امور و كارهاى
كارمندان و كارگزاران خود دقت كنو پس از اینكه آنها را امتحان نمودى به
كار بگمار و در تعیین آنان چنین كن: قبل از این كه آنها را به كارى بگمارى
آنان را مورد آزمایش و امتحان قرار بده به خاطر تمایل خاص به شخصى كسى را
به كارى منصوب مكن خود سرانه و بدون مشورت و یا استبداد رأى آنها را به كار
مگمار زیرا اینگونه انتخاب و منصوب نمودن یعنى از روى تمایل شخصى و بدون
مشورت و آزمایش خود ستمگرى و ظلم و خیانت است و براى انتخابكارمندان و
كارگزاران دولت اینگونه افراد را انتخاب نما افرادى كه اهل تجربه هستند و
در كشاكش كارها ساخته و پرداخته شدهاند اهل شرم و حیاءو عفت هستند از
خاندان هاى پاك دامن و صالح باشند سابقه و حسن سابقه آنها در اسلام بیش از
دیگران باشد...] (نهجالبلاغه، نامه 53)
و
از طرف دیگر ضعف در بازرسى نظارت، حراست و مراقبت دولتى، حضرت آیتالله
خامنهاى مىفرمایند: [باید در گزینش كارمندان دولت دقت لازم صورت گیرد و
به دنبال گزینش خوبان نظارت بر كار آنان نیز ضرورت است چون مقام و قدرت
غالبا اخلاق و رفتار مسؤولان راتغییر مىدهد بنابراین اگر بعد از گزینش حتى
افراد پارسا و كاردان از بالا بر عمل كرد آنان نظارت دقیق نشود ممكن است
به تدریج تغییر رویه داده و به سبب سستى در انجام وظیفه، موجب بى اعتمادى
ملت نسبت به دستگاه حكومت اسلامى شوند. لذا نظام انقلابى در چگونگى
انجامامور توسط كارگزاران و مسؤولان باید نظارت مستمر به كار آنان داشته
باشد.] (فجر انقلاب در بهار قرآن ص 203و ص 205).
5- تهاجم فرهنگى و
تغییر ارزشها پس از دوران دفاع مقدس مانند با ارزش شدن پول ,شهرت، مدرك
گرایى، رفاهطلبى، و تجمل پرستى و منفعتطلبى و بىتوجهى به ارزشهاى
اسلامى.
6- اجرا نشدن امر به معروف ونهى از منكر یا نظارت ملى و همگانى
كه در روایات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه و اجزاء ادارى و... مىباشد
حضرت على(ع) در بستر شهادت به فرزندان خویش امام حسن و امام حسین(ع) چنین
سفارش مىنمایند [امر به معروف و نهىاز منكر را ترك نكنید كه در این صورت
اشرار شما بر شما حاكم مىشوند سپس شما براى رفع آنها دعا كنید اما دعاى
شما اجابت نمىشود]، (نهجالبلاغه، نامه 47)
و
در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز این فریضه الهى در اصل هشتم در سه
قسم مردم نسبت به یكدیگر دولت نسبت به مردم ومردم نسبت به دولت در نظر
گرفته شده هر چند متأسفانه راهكارها عملى شده این فریضه مهم و اساسى در
جامعه تبیین و اجرا نشده است. بنابراین، تا حسّاسیت قابل توجهى كه منجر به
عزم ملّى براى برخورد با این معضلات (تبعیضو بىعدالتى، مفاسد اقتصادى
و...) به وجود نیاید، قطعا این معضل همچنان باقى مىماند، هر چند بقیه
عوامل نیز اصلاح بشوند؛ قرآن كریم مىفرماید: [ان الله لا یغیّر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم؛ خداوند سرنوشت هیچ قومى را تغییر نمىدهد مگر آن كه آنان آن چه را در خودشان است تغییر دهند] (سوره رعد، آیه 11).
در
اندیشه سیاسى اسلام، انسان قادر به تغییر سرنوشت خویش و سمت دهى آن در جهت
خواست خود و نیز اصلاح ساختار اجتماعى اقتصادى، سیاسى و فرهنگى خود
مىباشد.
7- وجود مشكلات و نارسایىهاى اقتصادى، ناكافى بودن درآمدها، وجود تورم و خلاصه عدم تأمین نیازهاى معیشتى و رفاهى كارمندان.
8-
پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران بازسازى كشور، مدلى براى توسعه
اقتصادى و اجتماعى در پیش گرفته شد كه این مدل موجب بروز تضادهاى ارزشى و
فاصله گرفتن جامعه از شاخصهاى مطلوب گردید. به گونهاى كه توسعه نتایج عكس
خود را ظاهر ساخت وفاصلهها را تشدید نمود و باعث تغییر ارزشها و با ارزش
شدن پول و ثروت در نزد افراد جامعه گردید و در نتیجه موجب بىتوجهى از سوى
برخى مسؤولان ردهپایین به حقوق اقشار مستضعف گردیده است.
در هر صورت،
علیرغم اهتمام فراوان دین مقدس اسلام و بزرگان الهى بر رعایت عدالت اجتماعى
در تمامى عرصههاى جامعه، و تأكیدات فراوان امام راحل(ره) و مقام معظم
رهبرى در این خصوص و وجود قوانین بسیار در حمایت از اقشار مستضعف، هنوز در
جامعه اسلامىما شاهد وجود برخى از بىعدالتىها و مشكلات مىباشیم كه هم
نظام اسلامى موظف به مبارزه و محو تمامى اشكال بىعدالتى در جامعه بوده و
هم از چنین توانى برخوردار مىباشد. بر این اساس راهكارهاى اقدامات مبارزه
اصولى با بىعدالتىهاى موجود در جامعه را مىتوان درموارد ذیل بصورت مختص
بیان نمود:
الف - توجه جدی به رعایت عدالت اجتماعی در برنامه ریزیهای
توسعه و سازندگی كشور: پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران بازسازی كشور
مدل برای توسعه ی اقتصادی و اجتماعی در پیش گرفته شد كه این مدل موجب بروز
تضادهای ارزشی و فاصله گرفتن جامعه از شاخصهای مطلوب گردید. به گونه ای كه
توسعه نتایج عكس خود را ظاهر ساخت و فاصله ها را تشدید نمود. این عامل در
برخی از تحلیلها و تحقیقات به عمل آمده , عامل اصلی افول ارزشها و ایجاد
نابرابری در جامعه دانسته شده است. حضرت آیت الله خامنه ای ضمن انتقاد از
این روند, می فرمایند: ((در این مرحله از انقلاب , هدف عمده عبارت است از
ساختن كشور نمونه كه در آن , رفاه مادی هم راه با عدالت اجتماعی و توأم با
روحیه و آرمان انقلابی , با برخورداری از ارزش های اخلاقی اسلام , تأمین
شود. هر یك از این چهار ركن اصلی ضعیف یا مورد غفلت باشد, بقای انقلاب و
عبور از مراحل گوناگون آن ممكن نخواهد شد)), (حدیث ولایت , ج 1, ص 286 و
287).
و در جای دیگر می فرمایند: ((در نظام جمهوری اسلامی ایران اساس
همه فعالیت ها باید مبتنی بر عدالت باشد زیرا قسط و عدل از همه آرمان ها و
اهداف نظام اسلامی والاتر و بارزتر است و بر این اساس رونق و شكوفایی
اقتصادی هنگامی خوب و ارزشمند است كه جهت آن مبتنی بر اقامه ی قسط و عدل در
جامعه باشد. رشد اقتصادی در جامعه ی ما هدف اصلی هم نیست , بلكه رشد
اقتصادی جزئی از هدف ماست و جزئ دیگر عبارت از عدالت است ... هر برنامه ی
اقتصادی آن وقتی معتبر است كه یا خودش به تنهایی , یا در مجموع برنامه ها
ما را به هدف ث عدالت نزدیك كند, و الا اگر ما را از عدالت اجتماعی دور
كند, فرض بر این كه به رشد اقتصادی منتهی بشود كافی نیست )), (روزنامه
رسالت , 1372/3/9).
متاسفانه دردولت بعد علی رغم فراغت از مشکلات دوران
جنگ و سازندگی ، فرصت هشت ساله ای از انقلاب صرف مسائل و جنجالهای سیاسی
بیهوده و حتی زیان آور گردید و مساله عدالت اجتماعی و مبارزه با فقر و
تبعیض در برنامه های دولت و مجلس وقت جایگاه محسوسی نداشت .
ب - برخورد
فیزیكی , مصادره و بازپس گیری اموال غاصبان و صاحبان ثروتهای نامشروع و
بادآورده و قاطعیت در مبارزه با مفاسد اقتصادی و پرهیز از سیاسی و جناحی
شدن این مسأله مهم . امام علی (ع ) دو اقدام مهم و انقلابی را سرلوحه ی
اقدامات حكومت عدل ث خویش قرار دادند:
1- مصادره و باز پس گیری اموال غاصبان.
2- احیای سنت برابری و مساوات در بهره مندی از بیت المال.
حضرت
آیت الله خامنه ای در این زمینه می فرمایند: ((... با قوانین لازم و تأمین
امنیت قضائی در كشور بساط تجاوز و تعدی به حقوق مظلومان و دست اندازی به
حیطه ی مشروع ث زندگی مردم , جمع شود...)), (حدیث ولایت , ج 1, ص 287).
و
در فرمان مبارزه با فساد كه در یازدهم اردیبهشت ماه 1380 خطاب به سران سه
قوه صادر فرمودند بر این امر مهم تأكید نمودند كه خود بیانگر, عزم , همدلی و
همكاری قوای سه گانه با برنامه ریزی های دقیق و حساب شده برای ریشه كن
كردن فساد و تحقق عدالت اجتماعی می باشد.
ج - پیشگیری از پیدایش ثروتها و
ثروتمندان نامشروع جدید: یكی دیگر از راههای مبارزه با وجود بی عدالتی در
جامعه , جلوگیری از روی آوردن و دلباختگی والیان و كارپردازان حكومتی به
اندوختن ثروت و افزودن بر حجم دارایی خویش است در این راستا اهم اقدامات
پیشگیرانه عبارتند از:
1- اسوه و نمونه بودن مسؤولان حكومت برای دیگر
كارگزاران : امام علی (ع ) می فرمایند: ((ان الله تعالی فرض علی ائمه العدل
ان یقدروا انفسهم بضعفه الناس , كیلا یتبیذغ ب بالفقیر فقره ; خداوند بر
امامان عدل فرض و واجب فرموده , خود را با اقشار ناتوان و محروم جامعه
اندازه گیری كنند و زندگی خود را با آنان برابر نهند. تا تنگدستی فقیر, او
را به هیجان نیاورد و موجب هلاكت و نابودی او نگردد)), (نهج البلاغه , خطبه
209, ص 325)
2- زیر نظر گرفتن رفتار اقتصادی نزدیكان : حضرت علی (ع )
در فرازی از عهدنامه ی مالك اشتر, در این زمینه می فرمایند ((والی را
نزدیكان و خویشاوندانی است كه خوی برتری طلبی و گردن فرازی دارند و در داد و
ستد, كمتر حاضر به رعایت انصافند, وظیفه ی تو, آن است كه ریشه ی ستم چنین
افرادی را قطع نمایی )), (نهج البلاغه , نامه ی 53, ص 441).
3- بازرسی ,
نظارت , حراست و مراقبت دولتی و نظارت بر دارایی كارگزاران : حضرت آیت
الله خامنه ای در این زمینه می فرمایند: ((باید در گزینش كارمندان دولت دقت
لازم صورت گیرد و به دنبال گزینش ث خوبان , نظارت بر كار آنان نیز ضروری
است , چون مقام و قدرت , غالبا اخلاق و رفتار مسؤولان را تغییر می دهد,
بنابراین اگر بعد از گزینش حتی افراد پارسا و كاردان , از بالا بر عمل كرد
آنان نظارت دقیقی نشود, ممكن است به تدریج تغییر رویه داده و به سبب سستی
در انجام وظیفه موجب بی اعتمادی ملت نسبت به دستگاه حكومت اسلامی
شوند...)), (فجر انقلاب در بهار قرآن , ص 203 و 205).
د - بالا بردن
میزان آگاهی مردم : با بالا رفتن میزان آگاهی مردم , درك آنها از حقوقشان
افزایش می یابد و بی عدالتی را نمی پذیرند و به انحای مختلف برای دستیابی
به حقوقشان می كوشند از این طریق قشر متوسط گسترش و نقش آنها در تصمیم گیری
های سیاسی افزایش می یابد.
ه - توجه جدی به گسترش و تثبیت ارزشهای
اسلامی در جامعه : زیرا وجود ارزشهای اسلامی مانند ایمان , تقوا, تعهد و...
موجب ایجاد و اجرای عدالت در سطح جامعه می شود قرآن كریم می فرماید
((اعدلوا هو اقرب للتقوی )), (مائده / 8)
امام علی (ع ) نیز می فرماید:
((قد الزم نفسه العدل فكان اول عدله نفی الهوی ت عن نفسه ; هر كه می خواهد
به حهلیه عدل و داد آراسته شود می بایست هوا و هوسهای گوناگون را از خود
دور كند)), (نهج البلاغه , خطبه 87).
لذا برای مبارزه با بی عدالتی در
جامعه , تحقق باوری عمیق , درونی ریشه دارد, عقلایی و مبتنی بر نظام ارزشی
اسلام در مدیران جامعه - به معنی كسانی كه در دستگاههای رسمی تقنینی ,
اجرایی , قضایی , نظامی , و انتظامی , آموزشی , فرهنگی و تبلیغی و نیز
دستگاهها و نهادهای غیر رسمی ولی مؤثر جامعه نقش تعیین كننده , ایفا می
كنند, لازم و ضروری می باشد و باید این نظام ارزشی در 1- رفتار حقیقی و
حقوقی مدیران 2- ساختار كلان كشور 3- برنامه های اجرایی , تبلور و تجلی
یابد.
و - فراهم نمودن امكانات و شرایط و فرصتهای مساوی برای همه افراد
جامعه از لحاظ تحصیلات , اشتغال , مسكن ; رفاه و... كه در اصول متعددی از
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران متبلور می باشد.
در هر صورت یکی از
اهداف و محورهای اصلی نظام اسلامی اهتمام ویژه به بخشها و طبقات آسیب پذیر
است و در این راستا برنامه های اساسی در دست اقدام دارد؛ البته طبیعی است
که حصول نتایج و آثار این طرح ها از یک سو زمان بر بوده و از سوی دیگر باید
به محدود بودن امکانات دولت، موانع تاریخی و ساختاری و... نیز توجه نمود.
به
امید آن که با همت و همکاری تمامی مسؤولین و مردم عزیزمان نه تنها در هیچ
کجای کشورمان شاهد مشکلات و تبعیض نباشیم بلکه کشوری آباد و پیشرفته در
تمامی زمینه های مادی و معنوی داشته باشیم.
در ادامه جهت مطالعه بیشتر دو مقاله ارائه می شود :
یکم
. برای درك عمیق و علمی اهمیت این آثار و نتایج، باید شرایط و
فضای داخلی و بینالمللی زمان رخداد انقلاب را ترسیم كرد و آن را
بازشناخت. گرچه در این مجال نمیتوان به تفصیل به تبیین این
شرایط پرداخت، ولی باید اشاره كرد كه انقلاباسلامی ما، درخشش نور
معنویت، عدالت، آزادی، استقلال و بازگشت به اسلام بود كه در
حاكمیت مطلق مادهگرائی وحاكمیت سرمایهداری غربی و سوسیالیسم شرقی
به وقوع پیوست. در حالی كه استبداد وابسته و فاسد داخلی و نظام
دوقطبیبینالمللی، مجال هیچ حركت مردمی اصیل و آزادیخواهانه را
باقی نگذاشته بود، معجزه انقلاب اسلامی به وقوع پیوست. لذابرای
بررسی و ارزیابی علمی آثار انقلاب باید به مقایسه پیامدهای انقلاب
با شرایط پیش از آن پرداخت تا ارزش و اهمیتگامهای طی شده، روشن
شود.
اهداف انقلاب اسلامی: حداقلی یا حداكثری؟
هیچكس انكار
نمیكند كه بنا بر تعریف حداقلی از انقلاب، انقلاب اسلامی ایران یك
انقلاب كاملا موفق بوده است، زیرادر تعریف حداقلی از انقلاب، هر
شورش مردمی كه به تحول در ساخت قدرت بیانجامد، انقلاب خوانده
میشود.(1) و روشناست كه انقلاب اسلامی ایران در سال 57، رژیم
شاهنشاهی و خاندان پهلوی را ساقط كرد و نظام سیاسی نوینی برپا
نمود.بخصوص كه در نظام نوین، هیچ اثر و رد پایی از نخبگان سیاسی
حاكم در رژیم سابق به چشم نمیخورد و این دگرگونی وفروپاشی بنحو
كاملی انجام گرفت. ساختارها و نهادهای امنیتی، نظامی و سیاسی رژیم
سابق، یا كلا از بین رفت و یادستخوش تحول و بازسازی اساسی قرار
گرفت. بنابراین در چارچوب تعریف حداقلی از انقلاب، دستاورد انقلاب
كاملامنطبق با خواسته و هدف آن بوده است.
اما حقیقت این است
كه اندیشهپردازان و رهبران انقلاب اسلامی ایران، هرگز به این
حداقل، قانع نبودند و در تبیین اهدافو آرمانهای انقلاب بسیار فراتر
از آن میاندیشیدند و توده مردم نیز به امید اهداف و آرمانهایی
فراتر از سقوط رژیم پهلویگام در میدان انقلاب نهادند. میتوان گفت
كه انقلاب اسلامی، در چارچوب تعریف حداكثری از انقلاب، شكل گرفت
كهبراساس آن، انقلاب عبارتست از: یك حركت مردمی در جهت تغییر
سریع و بنیانی در ارزشها و باورهای مسلط، نهادهایسیاسی، ساختارهای
اجتماعی، رهبری، روشها و فعالیتهای حكومتی یك جامعه توأم با
خشونت داخلی.(2)
اهداف اساسی انقلاب اسلامی:
انقلاب اسلامی
سال 1357 نیز نه تنها برای ساقط كردن و فروپاشی رژیم پهلوی، كه
بمنظور استقرار نظام سیاسی اسلام وبنا نهادن ساختارهای اجتماعی،
اقتصادی و فرهنگی نوین در چارچوب ارزشها و احكام اسلامی شكل گرفت.
بنابراین برایارزیابی میزان انطباق دستاوردها و نتایج با اهداف و
آرمانها، باید از این دیدگاه به مسئله پرداخت.
اسلامی بودن
انقلاب سال 57 ایران بدین معنی است كه: آرمانها و اهداف نهائی
این انقلاب، تحقق اهداف و آرمانهایاسلام است. اسلام به عنوان
یك دین جامع و كارآمد، همه عرصههای فردی و اجتماعی انسان را،
متناسب با اهداف عالیخلقت او، كه رسیدن به مرتبه خلافت الهی و
حركت در مسیر كمال مطلق است مد نظر قرار داده است. اصول كلی
ساختارهاو ارزشهای حاكم بر زندگی را، تبیین كرده است. همین دیدگاه
درباره اسلام بود كه مبنای نظری و اعتقادی انقلاب اسلامی راشكل
میداد.(3 ) اگر بخواهیم اهداف انقلاب اسلامی را فهرست كنیم، باید
فهرستی از اهداف و آرمانهای اجتماعی اسلام رادر عرصههای سیاسی،
فرهنگی و اقتصادی ارائه دهیم.
عناوین برجسته و اساسی این فهرست عبارت است از:
ـ استقرار عدالت به معنی گسترده و عمیق آن در عرصههای اقتصادی، سیاسی، قضایی، و ...
ـ پرورش عقلی و فكری افراد جامعه و رشد علمی در همه ابعاد مورد نیاز.
ـ تربیت و رشد معنوی و ریشهدار شدن ارزشهای اخلاقی و انسانی در افراد جامعه.
ـ آبادانی و پیشرفت اقتصادی برای تأمین رفاه عمومی و ریشهكن شدن فقر و محرومیت.
ـ احیاء و اجرای حدود و مقررات الهی برای زمینهسازی حیات معنوی و فضای مناسب تعالی انسان.
ـ گسترش اندیشه توحیدی و الهی در سطح جهان بمنظور آشنایی جهانیان با اندیشهها و ارزشهای متعالی اسلام.
ـ و بالاخره، فراهم آوردن زمینههای مادی و معنوی سعادت دنیوی و اخروی افراد جامعه.
همین اهداف و آرمانها است كه به عنوان وظایف اساسی دولت جمهوری اسلامی ایران در قانون اساسی، بیانشده است.4
شرایط لازم برای تحقق اهداف انقلاب:
قطعا
تحقق این اهداف كلان و بلند، مستلزم تمهیدات و مقدماتی است كه
عدم توجه بدان، موجب بروز انتظارات وتوقعات دور از دسترس و
غیرواقعبینانه میگردد. آنچه برای تحقق این اهداف كلان ضروری
است، عبارت است از:
1) چارچوب نظری روشن و شفاف در مورد نگرش
اسلامی به ابعاد و جنبههای مختلف جامعه و ارزشها و
روشهایلازمالاتباع در جامعه اسلامی است.
2) طراحی و تدوین
نظامهای قابل اجرا در عرصههای تربیتی، فرهنگی، اقتصادی، قضائی،
سیاسی، و ... متناسب بااقتضائات و نیازهای عینی و محدودیتها و
امكانات جامعه است.
3) ایجاد ساختار كلان مطلوب و قوانین، قواعد و روشهای متناسب با آن.
4) تربیت نیروی انسانی كارآمد و كارساز برای اجرا و تحقق این اهداف.
پس
از تمهید و آمادهسازی این مقدمات، نوبت به تدوین برنامههای
عملیاتی و اجرائی مناسب میرسد كه فعالیتهماهنگ و متوازن مجموعه
نیروها و بخشهای دستاندركار امور جامعه را برای اجرای آن برنامهها
میطلبد.
بدیهی است طی شدن این فرآیند، به سادگی و بدون
چالشهای نظری و عملی و بكارگیری شیوه آزمون و خطا، میسرنخواهد بود و
تازه این در صورتی است كه جامعه در شرایط متعادل و طبیعی قرار
داشته و موانع بیرونی و درونی مخالف ومتضاد با این فرایند، بر سر
راه نباشد. اما این فرآیند از كجا میتواند آغاز شود؟ آیا در زمان
استقرار نظام شاهنشاهی و باوجود سلطه بیگانه بر كشور و حاكمیت
استبدادی وابسته و فاسد رژیم پهلوی اساسا چنین فرآیندی قابل طرح
است؟ آیانخبگان و علماء و روشنفكران متعهد و دلسوز فرصت و اجازه پیدا
میكنند كه این فرآیند را ارائه كنند؟ چه رسد به اینكهبخواهند بطور
جدی و عملی، مقدمات اجرای آن را فراهم سازند در شرایط سالهای قبل
از 57 جامعه ما، بزرگترین وریشهدارترین مانعی كه بر سر راه آغاز
این فرآیند قرار داشت، رژیم پهلوی و چارچوب سلطنت استبدادی بود، كه
فروپاشی وسقوط آن، شرط لازم ـ و البته نه تنها شرط كافی ـ برای
آغاز این فرآیند شمرده میشد. بنابراین اولین گام انقلاب سال 57،
كهبگونهای اعجازآمیز و در اوج ناباوری دوست و دشمن به ثمر نشست،
برداشتن بزرگترین مانع از سر راه فرآیند تحقق آرماناساسی انقلاب
بود.
اولین دستاورد مهم انقلاب:
اگر خواستهها و وعدههای اساسی
انقلابیون و رهبران فكری و سیاسی انقلاب را در دو دسته كلی
وعدههای آنی، عاجل وزودآمد و وعدههای آتی، آجل و دیرآمد تقسیم
كنیم، میبینیم كه اولین خواسته عاجل توده مردم انقلابی كاملا و
به سرعتتحقق پیدا كرد كه سقوط رژیم پهلوی بود. نگاهی به خاطرات
سردمداران رژیم پهلوی و عناصر بیگانه حامی آنان و همچنینمروری بر
دیدگاههای شخصیتهای برجسته انقلاب بویژه رهبر فقید و بنیانگذار
انقلاب اسلامی، نشان میدهد كه سقوطرژیم پهلوی تا چه اندازه
برایهمه مهم، اعجابانگیز و غیرمنتظره بوده است.
البته از
دیدگاه ما، این گام، تنها [رفع مانع] شمرده میشود و گام نخست،
ولی این دیدگاه، به هیچوجه از اهمیت و ارزش آننمیكاهد. فروپاشی
رژیمی كه بر مبنای ریشههای چند صد ساله، بلكه 2500 ساله اندیشه و
فرهنگ سیاسی شاهمدارانهشكل گرفته و با بیش از نیم قرن سابقه
حكومت و تكیه بر حمایتها و هدایتهای فكری و مادی بلوك غرب،
پایههای خودرا مستحكم ساخته بود و به ظاهر، هیچ بحران سیاسی و
اقتصادی و یا نظامی آن را تهدید نمیكرد، امر سادهای نیست.
همین
واقعیت است كه همه تحلیلگران انقلاب اسلامی ایران در سال 57 را
به شگفتی افكنده كه در اظهارات و نوشتههایآنان به صراحت و روشنی
دیده میشود.
ما از هر زاویهای كه رویدادهای پس از سال 57 را
تحلیل كنیم و حتی در صورتی كه جهتگیریها و روند امور را ـ پس
ازپیروزی 22 بهمن سال 57 ـ انحرافی و غلط بدانیم، باز هم چیزی از
اهمیت و ارزش این دستاورد كم نمیشود و نفس سقوطرژیم پهلوی، هدف
عاجل و زودآمدی بود كه تحقق آن را به هیچوجه نمیتوان انكار كرد.
البته گذشت زمان، ممكن استتوجه بالفعل و برجستگی موضوع را در
ذهنیت عمومی جامعه كاهش دهد، ولی در بررسی علمی و واقعبینانه
موضوع، ازاهمیت آن و نقش حقیقی این رخداد، چیزی كم نمیكند. آیا
گذشت بیش از دو قرن از انقلاب 1789 فرانسه، میتواند اهمیتو نقش
شگرف آن را در تحولات بعدی اروپا و جهان، كاهش دهد؟ به فرض كه در
ذهنیت عمومی جهانیان این رویدادبرجستگی خود را از دست داده باشد.
برای
درك اهمیت این رویداد ـ یعنی سقوط رژیم پهلوی در سال 57 ـ كافی
است كه مروری بر تحولات اجتماعیكشورمان از یكصد سال قبل از آن
داشته باشیم: نهضت مبارزه با امتیاز تنباكو، نهضت مشروطیت، مبارزات
منطقهای و محلیبا سلطه نوین استعمار انگلیس برای احیاء دستاوردهای
مشروطیت، نهضت ملی شدن صنعت نفت و مبارزات سالهای 39تا 42،
تلاشها و مجاهدتهای گسترده و طاقتفرسائی بود كه از حدود سالهای
1260 ـ حدود صد سال قبل از پیروزیانقلاب 57 ـ برای محدود كردن سلطه
استبدادی و استعماری حاكم بر كشور ما جریان داشته و هیچكدام هم
نتوانستضربهای اساسی و كاری بر آن وارد سازد. در حقیقت انقلاب
اسلامی سال 57 شجره خبیثهای را كه مبارزات پیگیر و نفسگیرملت ما
برای مقابله با شاخهها و میوههای تلخ آن سامان یافته بود، از
ریشه بركند و رشتههای وابستگی و ذلتی را كه به دست وپای ملت ما
تنیده و تا اعماق حیات اجتماعی آن نفوذ كرده بود، از هم گسست.
یادآوری
و تأكید مجدد بر این نكته لازم است كه سقوط رژیم پهلوی ـ با همه
اهمیت و نقشآفرینی ـ تنها به عنوان [رفعمانع] از سر راه فرآیندی
تلقی میشود كه مراحل پیشگفته را برای نزدیك شدن به آرمان غایی و
بلند انقلاب، ممكنمیسازد. اما برای توفیق این فرآیند، چه دستاوردی
تاكنون داشتهایم؟
دومین دستاورد اساسی و بنیادی:
استقرار
نظام جمهوری اسلامی و تدوین مبنای حقوقی و قانونی حركت ملت ایران
ـ یعنی قانون اساسی جمهوری اسلامیایران ـ گام مهم دیگری بوده
است كه مسیر حركت نظام را تعریف كرده و در دو دهه پس از نخستین
پیروزی، چارچوب رفتاراجتماعی جامعه ما را تنظیم كرده است. تجربه
فراهم آمده از تعاملات سیاسی و اجتماعی دوران پس از انقلاب، برای
ملتی كهتازه میخواهد خود زمام خویش را در دست داشته باشد و با افت
و خیز و آزمون و خطا پس از دورانهای طولانی تحملنظامهای فاسد،
استبدادی و وابسته، روی پای خود بایستد و سرنوشت خود را رقم بزند،
دستاورد ارزشمندی است كه نبایدآن را ناچیز شمرد. قبلا اشاره شد كه
طی فرآیند رسیدن به آرمان اساسی و نهایی انقلاب اسلامی، كاری
ساده و سهل نیست.تعمیق و تثبیت پایههای اعتقادی به نظام بینشی
اسلام، طراحی و تدوین نظامهای كارآمد در عرصههای مختلف، ایجاد
واصلاح ساختار كلان مطلوب، پرورش و رشد نیروی انسانی كارآمد و تدوین
برنامههای عملیاتی متناسب با نیازهای جامعه وهماهنگی و توازن
نیروهای اجتماعی برای طی این فرآیند، هدفی ارزشمند و دیریاب است.
تحقق
عینی این اهداف كلان، بیش از همه به رشد فرهنگی و فكری جامعه و
علم و تجربه مدیریتی در سطوح گوناگونادارهكننده جامعه و به
همدلی، اخلاص، یقین، و خودباوری فردی و جمعی نیاز دارد كه هر
اندازه این زمینهها فراهم شود، درروند آن فرآیند، سرعت و پیشرفت
بیشتری ملاحظه خواهد شد.
سایر دستاوردها:
علاوه بر این دو
دستاورد مهم و بنیادین، انقلاب اسلامی ایران پیامدها و نتایج مبارك
دیگری هم داشته است كه هر كدامبنوبه خود، از اهمیت بسیاری
برخوردار است.
این پیامدها عبارت است از:
ـ ایجاد امید و نشاط در
ملتهای ستمدیده و بخصوص مسلمانان مستضعف و در بند رژیمهای وابسته
و استبدادی، برایحركت و تلاش و مجاهدت در راه مبارزه با ستمگران و
مستكبران.
ـ تغییر و چرخش اساسی در جهتگیریها و سیاستهای
اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی كشور در راستایاستقرار عدالت و
تأمین منافع مردم و بخصوص محرومان و نیازمندان.
ـ تأمین استقلال
سیاسی در سیاست و روابط خارجی و اعمال حق حاكمیت ملی و قطع طمع
استعمارگران و از بین بردننقاط اساسی نفوذ و تأثیرگذاری آنان بخصوص
در دستگاهها و مراكز مهم تصمیمگیری و اجرا.
ـ مبارزه با انحطاط و
ابتذال فرهنگی و زمینهسازی برای رشد استعدادها و ظرفیتهای هنری و
فرهنگی اصیل و ریشهدارایرانی ـ اسلامی و احیاء هویت ملی مردم ما.
ـ
به فعلیت رساندن بنیه و اقتدار ملت ایران و بسیج آن در جهت دفاع
از میهن اسلامی و حیثیت ملی، كه در دوران 8 سالهدفاع مقدس
برجستگی و نقش خود را نشان داد.
ـ آغاز خودباوری علمی و ورود به
مرحله >تولید دانش< به جای مصرفكنندگی محض و تلاش برای جهش
علمی درعرصههای مختلف.
ـ ارائه خدمات اقتصادی و اجتماعی به
مناطق و اقشار محروم و فراموش شده جامعه و كاهش جمعیت زیر خط فقر
وارتقای سطح زندگی و رفاه عمومی جامعه، علیرغم مشكلات و
نارساییهای مادی و مدیریتی كه بطور طبیعی بر اثر تغییرنظام سیاسی
رخ میدهد.
ـ ایجاد یك جبهه قدرتمند در مبارزه با یكهتازیهای
استكبار جهانی به عنوان پشتوانه معنوی و مادی ملتهای آزادیخواهو
مبارز.
و بالاخره طرح ادعای پیریزی تمدن نوین مبتنی بر ارزشها و
آموزههای اسلامی با ارائه دیدگاهها و راهكارهای جدید وجذاب برای
همه جهانیان، كه نمود سیاسی آن، نظام مردمسالار دینی در قالب
جمهوری اسلامی است كه در طول 23 سالگذشته با تعمیق و ریشهداری
خود، كارآیی و كارآمدی خود را در بوته تجربه نشان داده است.
نیمنگاهی به آینده:
البته
همانگونه كه در آغاز اشاره شد، اهداف انقلاب اسلامی ایران هرگز به
این دستاوردها و نتایج محدود نبوده است وبنابراین برای تحقق
همهجانبه آرمانهای انقلاب، تلاش و مجاهدت و تدبیر فزاینده و
مستمری لازم است.
قطع? پیشرفت بیشتر جامعه ما در جهت تحقق اهداف
انقلاب كه همان اهداف و آرمانهای اسلام است ـ مستلزم فراهمكردن
هر چه بیشتر شرایط آن میباشد. حركتی كه جامعه ما تا امروز داشته
است، حاصل و برآیند واقعی مجموعه قوتها وضعفهای جامعه ما است.
بدیهی است ملتی كه پس از طی دورانهای طولانی حاكمیت استبداد و
نفوذ استعمار، اكنون راهناآزموده اداره امور و حاكمیت بر سرنوشت
اجتماعی خود را تجربه میكند، نمیتواند بدون افت و خیز، و مبرای از
هیچ خطاو كاستی، به اهداف خود نزدیك شود. بخصوص ملت ما كه به
دلیل پایبندی به اصول اساسی اسلام و آرمانهای انقلاباسلامی، هرگز
نخواسته است بیراهههای ساده و آسان را بر راه درست ولی دشوار و
اصیل خود ترجیح دهد و یا اهداف خودرا بخاطر فشارها و توطئههای
استعماری قدرتهای بزرگ، قربانی نماید. درستی راه حق، با گذشت
زمان روشنتر میشود وتجربههای اندوخته شده همراه با اندیشههای
صیقل خورده و شفاف اسلام ناب محمدی (ص) و ریشههای استحكام
یافتهنظام مردمسالار برآمده از متن انقلاب اسلامی، راه آینده را
روشنتر و مطمئنتر میسازد و سرعت حركت را افزایشمیدهد. البته این
گمان خام و سادهلوحانهای است كه جامعهای بدون مشكل و چالش را
در زمان غیبت [یار]، انتظار بریم،ولی آنچه مهم است نزدیك شدن به
اهداف و آرمانها، و توفیق روزافزون جامعه برای ایفای وظایف و
مسئولیتهایی استكه به آماده شدن جان و جهان، برای پذیرش [دولت
یار] و حضور در دوران ظهور میانجامد ... كه انتظار حقیقی نیزهمین است
...5
پایان كلام:
آنچه پشتوانه استمرار و تعمیق و تعالی این
حركت بنیادین است، ظرفیت نامحدود [اسلام] و منابع عمیق و غنی
اسلامی ونیز استعداد و شایستگیهای نسل جدیدی است كه با دلبستگی به
این آرمانها و با آمادگی مضاعفی نسبت به نسل انقلاب،كمر همت
برای تكمیل و تكامل انقلاب بسته و در عرصه تحولات جامعه، حاضر و
نقشآفرین است.
هر نسلی به رسالت و مسئولیت خود باید بیاندیشد و
حاصل تلاش خود را بر پایههای استوار پیشین بیافزاید و كاستیها وخلاها
را در حد ظرفیت خود جبران كند تا جامعه سیر تكاملی خود را طی نماید:
[تلك امه قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم]6
منابع و ماخذ (برای مطالعه بیشتر):
1.
محمدباقر حشمتزاده، چارچوبی برای تحلیل و شناخت انقلاب اسلامی در
ایران، مؤسسه فرهنگی دانش واندیشه معاصر، تهران، 1378.
2. نیكی آركدی، ریشههای انقلاب ایران، ترجمه عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1375.
3. علی ذوعلم، انقلاب و ارزشها، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، 1379.
4. علی ذوعلم (به كوشش)، جرعه جاری (مجموعه مقالات)، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، 1377.
5. نعمتالله باوند
2: گذری بر دستاوردهای اقتصادی انقلاب اسلامی :
نگاهی
واقع بینانه و منصفانه به واقعیات کنونی جامعه ما و مقایسه آن با وضعیت
قبل از انقلاب و سایر کشورهای مشابه، بیانگر این حقیقت است که نظام اسلامی
علی رغم وجود موانع و محدودیت های تاریخی و ساختاری داخل و بین المللی و
مشکلات ناشی از وقوع انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و ... دستاوردها و نتایج
بسیار مثبت و چشمگیری در عرصه های مختلف؛ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی،
علمی و تکنولوژیکی، نظامی و... داشته است ولی متأسفانه چند عامل باعث شده
که به این دستاوردها کمتر توجه شود از جمله:
1. کم توجهی بخش های دولت به عدالت اجتماعی و توزیعی.
2. وجود مشکلات و معضلات در بخش هایی از جامعه.
3.
هجوم گسترده مخالفین داخلی و خارجی نظام در جهت ناموفق جلوه دادن انقلاب
اسلامی ایران و در نتیجه دلسرد و مأیوس نمودن مردم از پشتیبانی وحمایت
انقلاب اسلامی در داخل و الگو قرار نگرفتن انقلاب اسلامی برای سایر کشورها و
نهضت های اسلامی و رهایی بخشی در بعد بین المللی.
4. مشکلات و رقابت
های ناسالم جناحی که متأسفانه برای تخریب جناح حاکم در بخش های مختلف، دست
به بزرگ نمایی مشکلات و عدم توجه به دستاوردها و موفقیت ها می زنند.
5. عدم اطلاع رسانی شفاف واقع بینانه و منصفانه توسط مطبوعات و رسانه ها.
در
ادامه جهت آشنایی شما با برخی از دستاوردهای انقلاب اسلامی ابتدا مقاله ای
تحت عنوان [كارآمدی انقلاب اسلامی (مروری بر دستاوردهای اقتصادی انقلاب
اسلامی)، مجله معرفت ؛ علیرضا محمدی، ش 89، ص 111 ] ارائه می شود و سپس چند
منبع مفید در این زمینه معرفی می گردد:
مروری بر دستاوردهای اقتصادی انقلاب اسلامی
اشاره
یكی
از موضوعات اساسی كه همواره در حوزه انقلابها مورد مطالعه قرار میگیرد
مربوط به كارآمدی آنها در دستیابی به اهداف و آرمانهایشان است و به
مسائل پس از پیروزی انقلاب و دستاوردها و نتایج آن میپردازد. این پرسش
حسّاسترین و كاربردیترین مسئلهای است كه به طور وسیع و عمیق در عرصه
جامعه و در بین دولت و ملت، موافقان و مخالفان در داخل و خارج طرح میشود.
مسلّما
چنین بحثی در مورد انقلاب اسلامی ـ بخصوص با توجه به ماهیت ایدئولوژیك آن ـ
هم موضوعیت دارد و حتی ضرورت، و اینك با گذشت ربع قرن از استقرار نظام
جمهوری اسلامی ـ كه اولین و مهمترین ثمره انقلاب اسلامی و تداوم فرایند آن
تلقّی میشود ـ این پرسش برای همگان مطرح است: انقلاب اسلامی كه دولت
سراپا ظلم، ستم و تبعیض شاهنشاهی را برانداخت و جمهوری اسلامی را با هدف
گسترش عدالت، معنویت و تأمین سعادت مادی و معنوی آحاد جامعه مستقر نمود،
آیا در عمل توانسته است به اهداف خود دست یابد؟ بخصوص نسل جوان جامعه
میپرسند: انقلاب اسلامی چه آثار و دستاوردهای مثبتی برای ایران داشته و چه
تحوّلاتی در كشور به وجود آورده است؟ این نسل كه خود شخصا نظام پیشین را
تجربه نكرده و شاید به صورت دقیق نداند كه چرا نسل قبل از آنها انقلاب
كرده، به صورت طبیعی وضعیت موجود نظام را با انتظارات، توقّعات و آرمانهای
خود یا وضعیت مادی زندگی غرب و الگوهای وارداتی میسنجد و در این میان،
آثار و نتایج مادی و اقتصادی انقلاب بیش از سایر دستاوردها مورد توجه او
قرار میگیرند. از اینرو، تبیین دقیق دستاوردهای انقلاب اسلامی و میزان
كارآمدی و موفقیت آن نقش مهمی در تحكیم پایههای مردمی نظام و حفظ و تداوم
آن دارد.
اهمیت این قضیه آنجاست كه اگر اكثریت مردم به این نتیجه برسند
كه در مجموع، انقلاب اسلامی دستاوردهای مثبتی داشته و مسیر نظام به سوی
پیشرفت و ترقّی مادی و معنوی دشوار است، از تداوم و توسعه آن حمایت
میكنند. اما اگر استنتاج و استنباط عموم، بخصوص جوانان، برخلاف این باشد
باید در انتظار انواع بحرانها بود.1
از اینرو، لازم است تا كارآمدی و
نتایج انقلاب اسلامی، به طور عالمانه و منصفانه و با به كارگیری روشهای
علمی و منطقی مورد تبیین و ارزیابی قرار گیرد.
تعریف [كارآمدی]
اصطلاح
[كارآمدی] بیشتر در سه قلمرو مدیریت، اقتصاد و سیاست كاربرد دارد و در
فرهنگ علوم سیاسی، این اصطلاح به اثربخشی، نفوذ، كفایت، قابلیت و لیاقت
معنا میشود. در تعریفی دیگر، [كارآمدی] با كارآیی مترادف گرفته شده و
اینگونه تعریف گردیده است: قابلیت و توانایی رسیدن به هدفهای تعیین شده و
مشخص. سنجش مقدار كارآیی از طریق مقایسه مقدار استاندارد با هدف یا مقدار
كیفیتی كه عملا به دست آمده است صورت میگیرد؛ مثلا، تولید واقعی با تولید
مورد هدف و یا زمان مصرف شده با زمان پیشبینی شده مقایسه میشوند.2
از
دیدگاه سیمور لیپست، [كارآمدی] عبارت است از: تحقق عینی یا توان نظام در
تحقق كاركردهای اساسی یك حكومت، به گونهای كه اكثریت مردم و گروههای
قدرتمند درون نظام آن را عینا مشاهده كنند.3
از مجموع تعاریف متعددی كه
در این زمینه وجود دارند، میتوان [كارآمدی] را به معنای [موفقیت در تحقق
اهداف با توجه به امكانات و موانع] تعریف نمود. از اینرو، كارآمدی هر
پدیده براساس سه شاخصه [اهداف]، [امكانات] و [موانع] آن پدیده مشخص
میگردد. هر قدر پدیدهای با توجه به سه شاخصه مذكور در تحقق اهدافش
موفقتر باشد، به همان مقدار كارآمدتر است.
نظریههای عمده در باب كارآمدی
نظریه [توفیق]: در این نظریه، با ملاك رسیدن به اهداف، میتوان كارآمدی نظامها را سنجید.
نظریه
[رضایت]: در این نظریه، بدون توجه به توانایی حكومت در تحقق اهداف، تنها
به این وجه توجه میشود كه حكومت تا چه حد توانسته است رضایت مجموعه كسانی
را كه با آنها ارتباط دارد جلب كند. در این رویكرد، هر مقدار كه حكومت
بتواند رضایت مردم را بیشتر جلب كند، كارآمدتر تلقّی میشود.
نظریه
[تكلیفمداری]: این نظریه با دو رویكرد مزبور تعارضی ندارد، ولی فراتر از
آنها، به مسئله كارآمدی نگاه میكند؛ به این معنا كه كارآمدی یك نظام با
میزان تعهد و التزام حكومت به تكالیف شرعی موردنظر جامعه سنجیده میشود. در
واقع، هر مقدار حكومتكنندگان به تكالیفی كه از یك منبع فرابشری گرفتهاند
بیشتر عمل كنند، كارآمدتر تلقّی میشوند.4
از سوی دیگر، در فهم، قضاوت و ارزیابی در باب كارآمدی پدیدهها، توجه به نكات ذیل حایز اهمیت است:
1.
به دلیل آنكه هر پدیدهای اهداف، امكانات و موانع خاص خود را دارد، به
راحتی میتوان دریافت كه كارآمدی امری نسبی است و كارآمدی هر پدیده مخصوص
خود آن است. از سوی دیگر، با توجه به اینكه اهداف، امكانات و موانع یك
پدیده خاص نیز میتوانند تغییر كنند، كارآمدی هر پدیده خاص در حالات و
شرایط گوناگون متفاوت است. از اینرو، كارآمدی نظام سیاسی را باید در شرایط
و مراحل گوناگون جایگزینی، استقرار، تثبیت اولیه، گذار و ثبات به صورت
جداگانه بررسی و ارزیابی كرد. البته كارآمدی كل برابر با حاصل جمع (جبری)
كارآمدیهای مراحل گوناگون است. این رابطه را میتوان چنین بیان نمود:
حاصل جمع كارآمدی مراحل گوناگون = كارآمدی كل یك پدیده زمانمند5
2.
در مقام ارزیابی كارآمدی یك پدیده مركّب همچون نظام سیاسی، به هیچوجه
نمیتوان بر اساس كارآمدی یا ناكارآمدی یك جزء، آن پدیده را كارآمد یا
ناكارآمد دانست. برای مثال، نمیتوان از كارآمدی یكی از اجزای نظام سیاسی
لیبرال، كارآمدی كل این نظام را نتیجه گرفت و یا از ناكارآمدی یكی از اجزای
نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، ناكارآمدی كل این نظام را استنتاج كرد؛
زیرا كارآمدی یك پدیده مركّب امری است مجموعی كه از حاصل جمع (جبری)
كارآمدی اجزا به دست میآید.6
3. اهداف یك پدیده میتوانند از نظر كمّی و
كیفی متفاوت باشند. از اینرو، در برآورد كارآمدی آن پدیده باید به تفاوت
میان آن اهداف و سهم و ارزش هریك توجه داشت. دلیل تفاوت اهداف نیز به نوع
ارزش آنها باز میگردد. از اینرو، باید گفت: نظام ارزشی تعیینكننده
اهداف است7 و مقدار ارزش اهداف هر نظام، از جمله نظام سیاسی، تابع نظام
جهانشناسی آن میباشد. برای مثال، در یك نظام سیاسی مبتنی بر اصالت انسان و
اصالت سود، مانند لیبرالیسم، ارزش سود، رفاه و امنیت مادی انسان بر هر
ارزش دیگری برتری دارد.8 از اینرو، كارآمدی را با مقدار سود، رفاه و امنیت
مادی برابر میگیرند. و هر نظام سیاسی و حكومتی كه نتواند این سه هدف را
تأمین كند، نظامی ناكارآمد خواهد بود. در مقابل، نظامهای سیاسی الهی، كه
بر پایه جهانبینی دینی قرار یافتهاند، به ارزشهای معنوی بیش از ارزشهای
مادی بها میدهند. از اینرو، در تعیین مقدار كارآمدی اینگونه نظامها،
مقدار تحقق اهداف معنوی از اهمیت بیشتری برخوردارند، تا آنجا كه گاه تحقق
این نوع اهداف عدم تحقق برخی اهداف مادی را جبران میكند. بدیهی است بر
پایه آموزههای نظامهای دینی، آن دسته از نظامهایی كه دغدغه اهداف معنوی
را ندارند و به ارزشهای دینی و اخلاقی بیاعتنا هستند، نظامهایی ناكارآمد
خواهند بود، هرچند در تحقق اهداف مادی موفق باشند. بر این اساس، كارآمدی
هر نظام با توجه به جهانبینی و نظام ارزشی آن مشخص میشود.9
البته نظام
ارزشی علاوه بر اهداف به طور مستقیم یا غیر مستقیم، بر برخی امكانات و
موانع نیز تأثیرگذار است. برای مثال، در نظام ارزشی توحیدی، همكاری و همدلی
با كفّار و مشركان معاند، به مثابه یك امكان، فرصت و ابزار را در صورتی كه
با اساس نظام توحیدی و اهداف آن در تعارض باشد، جایز نمیشمارد و در چنین
نظامی نمیتوان از هر وسیلهای به مثابه امكان و ابزار رسیدن به اهداف سود
جست. نظام ارزشی توحیدی حمایت از مظلومان و كمك به آنان را از اهداف بسیار
مهم خود میداند، هرچند چنین حمایتی به مستمسكی قوی برای دشمنی دشمنان
تبدیل شود و از این رهگذر، موانعی جدّی و بزرگ برای نظام توحیدی پدید آید.
در
نهایت میتوان گفت: نظام ارزشی دستكم، از پنج جهت میتواند بر نظر و عمل
فرد، گروه، سازمان و حكومت تأثیر بگذارد: 1. هدفگذاری؛ 2. تعیین روش و
ابزار؛ 3. هنجارآفرینی؛ 4. نیاز آفرینی؛ 5. رفتار و عمل.10
كارآمدی انقلاب اسلامی
در
بررسی میزان كارآمدی انقلاب اسلامی، میتوان از سه نظریه مزبور و یا
تلفیقی از آنها استفاده كرد و نتایج و دستاوردهای انقلاب را به بوته
آزمایش، نقد و بررسی سپرد. در این زمینه، ملاكهای ذیل به كار گرفته
میشوند:
1. مقایسه نتایج و آثار با اهداف انقلاب اسلامی؛
2. مقایسه نتایج و آثار با امكانات دولت و كشور؛
3. سنجش نتایج و آثار انقلاب اسلامی با اهداف و امكانات به طور همزمان؛
4. مقایسه وضع موجود نظام جمهوری اسلامی با كشورهای پیشرفته؛
5. مقایسه وضع موجود نظام جمهوری اسلامی با كشورهای همطراز؛
6. مقایسه وضع موجود نظام جمهوری اسلامی با قبل از انقلاب.11
مسلّما
بررسی میزان كارآمدی و ارزیابی دستاوردهای انقلاب اسلامی در تمامی ابعاد
سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نیازمند ارائه مباحث علمی دقیق مبتنی بر شواهد،
مدارك و آمار كافی و گستردهای است كه از حوصله این نوشتار خارج میباشند.
از اینرو، بررسی میزان كارآمدی و ارزیابی دستاوردهای انقلاب اسلامی در
حوزه اقتصادی پیگیری میشوند:
اهداف اقتصادی
هرچند انقلاب اسلامی،
انقلابی صرفا اقتصادی نبوده و به هیچوجه با نظریههایی كه از منظر اقتصادی
به آن مینگرند ـ نظیر الگوهای ماركسیستی ـ قابل تفسیر نمیباشد، در عین
حال، آرمانهای آن شامل ابعاد اقتصادی ذیل نیز هستند:
1. جلوگیری از غارت بیتالمال توسط خاندان شاهنشاهی و وابستگان آن؛
2. حفظ ذخایر زیرزمینی؛
3. تلاش در راه پیشرفت صنعتی كشور از طریق برنامهریزی اقتصادی، استفاده از علوم و فنون، تربیت افراد ماهر و...؛
4. استقلال و خودكفایی اقتصادی؛
5. تأمین خودكفایی در علوم و فنون، صنعت و كشاورزی؛
6.
پیریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی برای ایجاد رفاه و رفع
فقر و برطرف ساختن هرنوع محرومیت در زمینههای تغذیه، مسكن، كار، بهداشت و
تعمیم بیمه؛
7. ریشهكن كردن فقر و محرومیت؛
8. تأمین نیازهای اساسی، شامل مسكن، خوراك، پوشاك، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امكانات لازم برای تشكیل خانواده؛
9. تأمین شرایط برای اشتغال كامل؛
10.
تنظیم برنامه اقتصادی كشور به صورتی كه شكل و محتوا و ساعات كار چنان باشد
كه هر فرد علاوه بر تلاش شغلی، فرصت و توان كافی برای خودسازی معنوی،
سیاسی و اجتماعی و شركت فعّال در اداره كشور و افزایش مهارت و ابتكار داشته
باشد؛
11. عدم اجبار افراد به كار معیّن و جلوگیری از بهرهكشی از كار دیگری؛
12. منع اضرار به غیر، انحصار، احتكار و ربا؛
13. منع اسراف و تبذیر؛
14. جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد كشور؛
15. تأكید بر افزایش تولیدات كشاورزی، دامی و صنعتی؛
16. عدالت اقتصادی و كمكردن فاصله طبقاتی؛
17. رسیدگی به روستاهای كشور و محرومیتزدایی از آنها.12
امكانات و موانع
انقلاب
اسلامی برای تحقق اهداف اقتصادی خود و برآوردن خواستهها و نیازهای مردم
دارای برخی امكانات بوده و با برخی موانع نیز روبهرو بوده است؛ امكانات
معنوی عمدتا شرط لازم برای تحقق اهداف هستند؛ یعنی برای تغییر و تحوّل و
نیل به وضع مطلوب لازم است مردمی با روحیه و با ایمان و با عزم و اراده در
صحنه حاضر شوند. اما این كافی نیست، بلكه باید امكانات و ابزار مادی هم
موجود باشند. از سوی دیگر ـ همانگونه كه در تعریف [كارآمدی] گذشت ـ
امكانات مادی و معنوی در صورتی سبب تحقق اهداف میشوند كه موانعی در این
زمینه وجود نداشته باشند، وگرنه چنانچه عمده امكانات صرف دفع آفات و موانع
انقلاب و حفظ اصل نظام و انقلاب و آب و خاك شوند، تحقق اهداف را تحتالشعاع
قرار خواهند داد؛ چنانكه در انقلاب اسلامی، آشوبها و درگیریهای داخلی،
محاصره اقتصادی، حمله نظامی، تهاجم فرهنگی، امواج تروریسم، رشد شدید جمعیت،
مهاجرت وسیع از روستاها به شهرها، و فقدان تجربه مدیریت كافی در بعضی
زمینهها همه آفات و موانعی هستند كه توان و انرژی فوقالعاده سنگینی برای
دفع آنها صرف شده و در نتیجه، تحقق كامل اهداف دچار ركود و تأخیر شده است.
واقعیت
این است كه انقلاب اسلامی از امكانات مادی و معنوی قابل ملاحظهای
برخوردار بوده است؛ ایمان به خداوند، روحیه انقلابی، رهبری توانا و
نیرومند، اراده و عزم ملّی، علم و هوش و استعداد بالا از یكسو، و منابع
طبیعی غنی، سرمایه و فنّاوری در حد متوسط از سوی دیگر، از جمله این امكانات
میباشند. یكی از مهمترین و اصلیترین امكاناتی كه در اختیار نظام قرار
داشته درآمدهای حاصل از فروش نفت است. ایران قریب یكصد میلیارد بشكه ذخیره
نفت در اختیار دارد. همچنین ظرفیت تولید ایران قریب 5/4میلیون بشكه میباشد
و نسبت به تولید بالفعل خود قریب یك میلیون بشكه اضافه ظرفیت تولید دارد.
اما با اینهمه، درآمدهای نفتی به جهات متعددی پس از انقلاب نسبت به پیش از
انقلاب، به شدت كاهش یافتهاند؛ یعنی میزان تولید نفت تقریبا نصف شده،
میزان صادرات نفتی بیش از دو برابر كاهش یافته، قیمت متوسط نفت در این مدت
افزایش نیافته، درآمد نفتی سالانه كشور قریب دو برابر كاهش پیدا كرده و در
مجموع، سرانه درآمد نفتی كشور براساس محاسبه با دلار، بیش از چهار و نیم
برابر (دقیقاً 4/6برابر) كاهش یافته است.
از سوی دیگر، با توجه به اینكه
در سالهای پس از انقلاب، ارزش برابری دلار در مقابل دیگر ارزهای معتبر
جهانی بیش از یك و نیم برابر (دقیقا 1/66برابر) كاهش یافته است و چون
كشورهای نفتخیز از جمله ایران در مقابل نفت، دلار دریافت میكنند، كاهش و
افزایش دلار در حقیقت، كاهش و افزایش درآمد نفتی آنان محسوب میشود. از
اینرو، میتوان نتیجه گرفت كه سرانه درآمد نفتی كشور قریب هفت و نیم برابر
(دقیقا 4/6*1/66 =7/63) نسبت به پیش از انقلاب كاهش پیدا كرده است. در
مقابل، هزینههای اقتصادی كشور به جهات متعددی، در سالهای پس از انقلاب به
شدت افزایش یافتهاند؛ بدین صورت كه مصرف داخلی نفت سه برابر شده، قریب
1000 میلیارد دلار در اثر جنگ تحمیلی به كشور خسارت وارد شده (تقریبا معادل
درآمد نفتی 70سال كشور)، تورّم جهانی در این مدت افزایش یافته، جمعیت كشور
قریب دو برابر شده و تركیب جمعیتی آن از اكثریت روستایی (با توقّعات
پایین) به اكثریت شهری (با توقّعات بالا) تغییر پیدا كرده و علاوه بر آن،
الگوی مصرف كل جامعه، بخصوص از دهه دوم انقلاب، به شدت بالا رفته و سطح
توقّعات اقتصادی، اجتماعی و رفاهی جامعه كه پیش از انقلاب ـ اگر نگوییم
پایین، قطعا ـ متوسط بود، پس از انقلاب به شدت افزایش یافته است.13
برای
تشدید مسئله مزبور، در سطح بینالمللی، قدرتهای بزرگ از جمله آمریكا، در
جهت هضم انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن در روند نظام بینالمللی،
همواره از نفت به عنوان اهرم فشار استفاده كردهاند؛ مثلا، در موارد متعدد و
مقاطع حسّاس، خرید نفت ایران تحریم شده، یا طی طرح [داماتو]، سرمایهگذاری
در بخشهای مهم و افزایش ظرفیت تولید ایران، تحریم گردیده، یا از طریق
تقویت بازارهای بورس، تلاش در جهت كاهش و تثبیت قیمت نفت به عمل آورده است.
در
سطح داخلی نیز از سال 56 تا 76 مصرف داخلی نفت از نیم میلیون بشكه به 5/1
میلیون بشكه رسیده است؛ یعنی علیرغم آنكه جمعیت قریب دو برابر شده، اما
مصرف نفت سه برابر شده است. این افزایش از نظر ارزیابی آثار و نتایج انقلاب
اسلامی از یك سو، نشانه مثبتی است و نشان میدهد كه نفت به عنوان یك كالای
مهم و ضروری كه در كنترل و مالكیت دولت میباشد، بهطور وسیع در سطح كشور و
بین اقشار مردم توزیع میشود و این امر میتواند به رشد و توسعه اقتصادی
كشور كمك كرده و رضایتمندی عامّه را نیز افزایش دهد. اما از سوی دیگر،
افزایش مصرف نفت بیش از افزایش جمعیت میتواند حامل پیامی منفی باشد، به
این صورت كه احتمالا نفت به صورت غیربهینه و صرفا به صورت سوخت مصرف میشود
كه با توجه به نقش بنیادی این ماده در اقتصاد ملّی كشور، این امر یك نتیجه
منفی است. همچنین آمار و قراین دالّ بر آن هستند كه توزیع و مصرف این ماده
ارزشمند نیز نامناسب و ناعادلانه است، به گونهای كه سهم یك روستایی از
این ماده چند ده لیتر نفت سفید در سال است.14
دستاورده
در ارزیابی
دستاوردها، باید ضمن توجه به اهداف، امكانات و موانع، به شاخصها و آمارهای
رسمی و معتبر رجوع شود. در غیر این صورت، ضمن سلب اعتماد مردم، امكان
برنامهریزی صحیح را نیز سلب خواهد كرد. در اینجا، به برخی از مهمترین
دستاوردهای (عمدتا اقتصادی) انقلاب اسلامی اشاره میشود:
1. رشد اقتصادی
بر اساس آمار متوسط نرخ رشد اقتصادی، كه به دلیل تحوّلات مربوط به انقلاب،
جنگ تحمیلی و محاصرههای بینالمللی به شدت كاهش یافته بود (دوره 67ـ58،
1/9و 6/5 درصد)، در دوران سازندگی و پس از آن، علیرغم بسیاری مشكلات داخلی
و خارجی رو به افزایش داشت، به گونهای كه در هشت سال گذشته، رشد اقتصادی
7درصدی داشتهایم. روند تغییرات نرخ رشد سرمایهگذاری و تولید ناخالص داخلی
حكایت از ثبات و بهبود شرایط اقتصادی كشور دارد.15 بنابر برخی آمارها،
رشد تولید ناخالص داخلی با احتساب نفت در سال 79قریب 5درصد، در سال 80قریب
3/2 درصد و در سال 81 حدود 4/7 درصد بوده كه بدون نفت، به ترتیب 5/4 و 1/5 و
8/7 برآورد شده است. ارقام و آمار بیانگر آن هستند كه رشد تولید ناخالص
داخلی در سالهای 1380و 1381 بیشتر از رشد با محاسبه نفت بوده است. علت آن
این است كه دولت عملا در مسیر اقتصاد بدون نفت حركت میكند.16
2. در
دوران گذشته، اقتصاد كشور وابستگی شدیدی به نفت داشت و درآمد حاصل از فروش
آن بدون ضابطه و ارزان در جهت سیاست كشورهای غربی و در رأس آنها، آمریكا،
صرف خرید روز افزون تسلیحات نظامی میشد تا ایران نقش خود را به عنوان
ژاندارم منطقه به خوبی ایفا كند. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سیاست
كشور به سوی كاهش وابستگی به نفت و فروش ضابطهمند آن درچارچوب اوپك متمایل
گردید.
مسئله افزایش صادرات غیرنفتی یك توفیق راهبردی است كه میتواند
در آینده آرمان استقلال اقتصاد از نفت را تحقق بخشیده، آسیبپذیری امنیت
اقتصادی كشور را مانع شود. در حالی كه در سالهای 1356و 1357صادرات غیرنفتی
ایران قریب نیم میلیارد دلار و معادل یك چهلم صادرات نفت ارزش داشت،17 در
برخی از سالهای اخیر، صادرات غیرنفتی تا مرز 5میلیارد دلار پیش رفت؛ یعنی
ده برابر نسبت به پیش از انقلاب. این رقم معادل یك سوم ارزش صادرات نفت بود
كه اگر با یك چهلم قبل از انقلاب مقایسه شود، نشانه افزایش توان اقتصاد
كنونی كشور است. البته افزایش صادرات غیرنفتی، كه یك شاخص مثبت در اقتصاد
كلان ماست، به دلیل فراهم نبودن برخی از زمینهها، در سطح اقتصاد خرد آثار
ناخوشایندی داشت، به گونهای كه قیمت عمده اقلام صادراتی برای مصرفكننده
داخلی افزایش یافت. اما با تمام این مشكلات، نشان داده شد كه در صورت
فراهمكردن شرایط، اقتصاد ملّی توان بسط صادرات غیرنفتی را تا حد بالایی
دارد و این نشانه امیدواركنندهای بر رشد و استقلال اقتصادی ماست.
3.
افزایش سهم گاز در الگوی مصرف انرژی كشور از اهداف قابل توجه اقتصادی
انقلاب بوده و حصول آن به عنوان یكی از آثار و نتایج مثبت انقلاب اسلامی
قابل ارزیابی است. آمار نشان میدهند كه سهم گاز در الگوی مصرف انرژی طی دو
دهه از انقلاب به قریب 80 درصد رسیده است. بنابراین، گاز، كه یك ثروت عظیم
خدادادی است و سالیان درازی بیمصرف میسوخت، اینك جایگزین نفت میشود و
وابستگی صنعت و اقتصاد كشور به نفت را كم میكند و این فرصت را نیز فراهم
میسازد كه سهم بیشتری از نفت بهجای مصرف داخلی، صادر شده و برای اقتصاد
ما ارز فراهم شود.
4. در زمینه صنعتی، كشوری كه پیش از انقلاب تقریبا
تمامی كالاهای صنعتی خود را از خارج وارد میكرد و معدود كالاهای ساخت داخل
آن نیز عموما از كیفیت و مرغوبیت پایینی برخوردار بود، اكنون در بیشتر
زمینهها خود به تولیدكننده تبدیل شده است و تولیداتش نیز در بسیاری از
موارد، از لحاظ كیفیت و استاندارد قابل رقابت با مشابه خارجی میباشند و در
برخی از صنایع (همچون صنایع ساختمانی)، به مرز خود اتكایی كامل رسیده است.
در سالهای اخیر، شاهد رشد بالای 12درصد در صنعت بودهایم.
5. در زمینه
كشاورزی و دامداری نیز طبق آمار رسمی دولت، در سال 1356دولت ایران فقط
قدرت تأمین مواد غذایی مردم خود برای 33 روز را داشت و مجبور بود باقی مواد
غذایی خود را از خارج وارد كند. برای مثال، مرغ را از فرانسه، تخم مرغ را
از اسرائیل، سیب را از لبنان، پنیر را از دانمارك و... وارد میكرده، اما
اكنون علیرغم دو برابر شدن جمعیت، بیش از 300روز در سال مواد غذایی خود را
در داخل تأمین میكند و در بیشتر زمینهها خوداتكا شده است.18 رشد بالای
ده درصد در كشاورزی و خودكفایی در برخی محصولات كشاورزی از جمله گندم گواهی
بر این مدعاست.19 در روستاها، درآمدها بالاتر رفته و تا حد زیادی
مشكلاتشان حل شدهاند. اكنون كمتر روستایی وجود دارند كه فاقد برق باشند.
دفتر [مناطق محروم] زحمت زیادی كشیده و تنها در دولت اخیر، هشت هزار روستا
از مرز توسعه نیافتگی خارج شده و اكنون تنها تعداد كمی توسعه نیافته
هستند.20
6. یكی از مهمترین بحرانهای زیست محیطی آینده، مسئله كمبود
آب است كه حكومتها را با چالشهای مهمی مواجه خواهد ساخت. این موضوع زمانی
برای ایران اهمیت مییابد كه بدانیم متوسط بارندگی سالانه در كشور ما قریب
250میلیلیتر و نزدیك یك سوم میانگین جهانی است. با این همه، پیش از
انقلاب تنها 13سد با نظارت و طراحی مستقیم مهندسان خارجی ساخته و 5سد دیگر
به حالت نیمهتمام رها شده بودند. بحمدالله، پس از انقلاب، با
سیاستگذاریهای صحیح و اصولی توانستهایم ـ علیرغم بسیاری از مشكلات و
محدودیتها ـ خود را از خطر كمبود آب نجات دهیم؛ با تكیه بر تواناییهای
كشور و تلاش مهندسان داخلی، اكنون 157سد بتنی و خاكی تكمیل شده و به
بهرهبرداری رسیدهاند و تعداد سدهای در دست اجرا از 6 سد در سال 1375 به
84 سد در سال 1383 افزایش یافتهاند. 160سد نیز در حال بررسی و مطالعه قرار
دارند كه 25میلیارد متر مكعب آب را مهار كرده و یك و نیم میلیون هكتار از
اراضی كشاورزی را زیر پوشش دارند.
7. تأكید بر ایجاد عدالت اجتماعی
همواره یك سیاست محوری در برنامههای اقتصادی پس از انقلاب اسلامی بوده
است. بر اساس آمار، در كل كشور و نسبت ده درصد مرفّهترین دهك به ده درصد
فقیرترین دهك در مناطق شهری و روستایی با یك حركت نوسانی رو به كاهش بوده
است. برای نمونه، طی دوره سالهای 81 ـ79 اجرای سیاستهای حمایتی از اقشار
آسیبپذیر، ایجاد اشتغال و افزایش مناسب نرخ خرید تضمینی محصولات كشاورزی،
موجبات كاهش نابرابری در مناطق شهری و روستایی گردیده، به طوری كه نابرابری
در مناطق مذكور به ترتیب از 15/1 و 20/6 به 14/2 و 18/7 كاهش یافته، كه
این خود حاكی از موفقیت نسبی سیاستهای اقتصادی دولت با محوریت بهبود توزیع
درآمد و كاهش نابرابریهاست.21
8. یكی از شاخصهای متعارف توسعهیافتگی
[كاهش نرخ مرگ و میر كودكان] است. مرگ كودكان زیر یك سال در یك هزار تولد
زنده از 111 نفر در سال 1356 به حدود 26 نفر در سال 1381 رسیده22 و به
عبارت دیگر، 4 برابر كاهش داشته است. به همین دلیل، طی سالهای اخیر،
سازمان بهداشت جهانی دو بار ایران را به عنوان موفقترین كشور جهان در كاهش
نرخ مرگ و میر كودكان مورد تقدیر قرار داده است.23
9. موفقیت و
دستیابی هر ساله دانشآموزان ایرانی به مقامات جهانی در المپیادهای علمی
در رشتههای گوناگونی از جمله فیزیك، ریاضی، شیمی و رایانه در رقابت با
كشورهای پیشرفته علمی، یكی دیگر از شواهد رشد و توسعه علمی كشور در سالهای
پس از انقلاب است. ما در این مسابقات با كشورهای بزرگ و صنعتی دنیا رقابت
میكنیم. برای نمونه، در المپیاد سال 1380 در فیزیك مقام پنجم، در ریاضی
مقام هفدهم، در زیستشناسی مقام ششم، در شیمی مقام دوم و در رایانه مقام
یازدهم را به خود اختصاص داده و در مجموع، 5مدال طلا، 9مدال نقره و 9مدال
برنز كسب نمودیم. در المپیاد سال 1381هم در فیزیك مقام دوم، ریاضی مقام
یازدهم، زیستشناسی مقام ششم، شیمی مقام هفتم و در رایانه مقام هفتم را
احراز و در مجموع، 7مدال طلا، 10مدال نقره و 6مدال برنز را به خود اختصاص
دادیم. همچنین در المپیاد فیزیك سال 1382نفر اول و دوم جهان در بخش نظری و
همچنین نفر سوم جهان در مجموع امتیازات از جمهوری اسلامی ایران بودند و در
مسابقه روبوتهای امدادگر سال 2002در بین 12تیم از مراكز علمی معتبر جهان،
به مقام اول دست یافتیم.24
10. طی دهه اخیر، مركز فرهنگی سازمان ملل
(یونسكو) چندین بار ایران را به عنوان یكی از موفقترین كشورهای جهان در
مبارزه با بیسوادی معرفی كرده است.
11. رشد كمّی دانشجویان كشور یكی
دیگر از شاخصهای توسعه علمی در سالهای پس از انقلاب میباشد. در حالی كه
تعداد دانشجویان دانشگاههای كشور پیش از انقلاب از مرز 150هزار نفر تجاوز
نمیكرد، امروزه این تعداد به قریب یك میلیون و هشتصد هزار نفر بالغ شده
است و در خصوص رشد كیفی دانشگاهها نیز باید یادآور شد در حالی كه در سال
تحصیلی 1359 ـ1358 تعداد دانشجویان دورههای دكتری 452 نفر بودند، این عدد
در سال تحصیلی 1381ـ1380 به بیش از 12هزار نفر بالغ شده است. به عبارت
دیگر، میزان رشد دانشجویان مقطع دكتری در این دوره 26/5 برابر بوده است.25
12.
بر اساس گزارشISI (مؤسسه بینالمللی اطلاعات علمی) تعداد مقالات علمی چاپ
شده محققان ایرانی در مجلات معتبر بینالمللی در طول 10سال اخیر (از سال
2003ـ1993م) 600 درصد (یعنی 6برابر) رشد داشته كه این میزان 3برابر متوسط
رشد جهانی در این دوره بوده است.26
13. همچنین در خصوص رشد سطح تخصص در
كشور باید اشاره نمود كشوری كه در سال 1356با 33میلیون جمعیت، نیازمند ورود
پزشك از خارج (از كشورهایی همچون هند، بنگلادش و پاكستان) بود، اكنون با
جمعیتی بیش از دو برابر، پزشك مازاد دارد و خود به دیگر كشورها پزشك صادر
میكند. دستاوردهای بزرگ علمی در برخی دانشهای نوین، همانند [سلولهای
بنیادین] ایران را در سطح مترقّیترین كشورها در این زمینه قرار داده است.
14.
مؤلّفه مهم دیگر در ارزیابی قدرت كشورها، فنّاوری پیشرفته است. خوشبختانه
نظام جمهوری اسلامی ایران علیرغم تمامی موانع و محدودیتها، در این زمینه
نیز دارای توانمندی قابل ملاحظهای است. در بخش فنّاوری اطلاعات (I.T) و در
بخش فنّاوری اطلاعات و ارتباطات(I.C.T) به ویژه در زمینه نرمافزار
رایانه، ظرفیت لازم برای پیشرفت داریم و اگر در این بخش درست برنامهریزی
شود و همّت لازم گماشته شود، میتوانیم در ردیف كشورهای پیشرفته جهان در
زمینه فنّاوری اطلاعات باشیم.
در بخش فنّاوری مهم و قابل ملاحظه
هستهای، با توجه به اینكه ایران دارای معادن غنی اورانیوم است، در سال
1382توانست به فنّاوری غنیسازی اورانیوم در زمینههای صلحآمیز دست یابد و
این امر نشان داد كه جمهوری اسلامی ایران میتواند جایگاه مناسبی از لحاظ
فنّاوری در جهان داشته باشد.
15. جمهوری اسلامی ایران، هم به دلیل ماهیت
انقلابی و اسلامیاش و هم به دلیل قرار گرفتن در یكی از نقاط استراتژیك
جهان، همواره مورد تهدید بوده است. از اینرو، مسئله تأمین امنیت و امكانات
دفاعی نقش عمدهای مییابد. امروزه جمهوری اسلامی ایران از لحاظ قدرت
نظامی، دارای قدرت قابل ملاحظه و بازدارندهای است، به ویژه آنكه دارای
قدرت بسیج چند میلیونی آموزش دیده و آماده میباشد. ایران دارای یك ارتش
قوی و سپاه قدرتمند است كه دارای تجربه 8 سال دفاع و جنگ هستند و بزرگترین
قدرت نظامی منطقه را تشكیل میدهند. از لحاظ صنایع نظامی هم كشوری پیشرفته
هستیم و اقلام فراوانی را امروزه به كشورهای دیگر صادر میكنیم. در زمینه
ساخت انواع موشك، نفربر زرهی و حتی تانك، هلیكوپتر و هواپیما و ناوچه،
پیشرفتهای قابل ملاحظهای داشتهایم و در بسیاری از نیازمندیهای دفاعی،
خودكفا و بینیاز از دیگران میباشیم. در تعیین میزان قدرت نظامی ایران،
همین بس كه نظریهپردازان آمریكایی همواره راهكار نظامی در مقابله با
ایران را با دیده شك و تردید نگریسته و آن را در اولویت قرار نمیدهند.
16.
ساخت دولت قوی به مجموعهای از مؤلّفهها نیازمند است كه عمدهترین آنها
مشاركت سیاسی، توسعه اقتصادی، و وفاق اجتماعی است كه این مؤلّفهها در سه
اصل كلی [مشروعیت]، [ظرفیت سیاسی در مدیریت و مواجهه با موضوعات گوناگون] و
[وحدت ملّی] تبلور دارند.
بحمدالله، در مولّفههای مزبور، جمهوری
اسلامی ایران از امتیازات خوبی برخوردار است؛ یعنی دارای حكومتی مردمی است و
مجموعه كلان نظام آنگونه كه تاكنون نشان داده، توانایی حل و مدیریت مسائل
و بحرانها و مواجهه با تهدیدات را در بعد داخلی و خارجی دارد و از وحدت
ملّی خوبی برخورداریم. البته در مورد همه اینها آسیبهایی وجود دارند كه
مسئولان به شدت به دنبال حل اساسی آنها میباشند.
17. و بالاخره،
موضوعاتی همچون جهش صادراتی، جذب سرمایه خارجی، بسط و توسعه فعالیتهای
عمرانی و رفاهی در سطح روستاها از قبیل تأسیس خانه بهداشت، ساخت راه، حمام
بهداشتی، برق، آب لولهكشی، تلفن، تأسیس مدارس تا سطح دبیرستان، تقویت
امكانات زیست شهری، تقویت زیربناهای توسعه مانند تربیت نیروی انسانی ماهر،
انرژی، سدسازی، توسعه ارتباطات و راهها و بنادر توسعه ظرفیت پالایشگاهها و
خود كفایی در تأمین فرآوردههای نفتی، علیرغم افزایش شدید مصرف و جمعیت،
جلوگیری از اتلاف گاز و پوشش دادن صدها شهر و میلیونها نفر، افزایش قابل
توجه ظرفیت تولید برق تا حدّ رفع خاموشیها، توسعه ظرفیت پتروشیمی و افزایش
تولید آن تا بیش از بیست برابر و مانند آن از دیگر دستاوردهای ارزشمند
انقلاب اسلامی است.
نتیجهگیری
توجه به مفهوم [كارآمدی] و مؤلّفههای
آن و در نظر گرفتن دستاوردهای انقلاب اسلامی در زمینههای گوناگون، مبیّن
كارآمدی، و موفقیت نسبی انقلاب اسلامی است كه با اتّكا به خداوند و
حمایتهای گسترده مردمی، توانسته شرایط و مراحل گوناگون جایگزینی،
استقرار، تثبیت اولیه، گذار و ثبات را به خوبی پشت سر بگذارد كه در مجموع،
در میان تمامی انقلابهای جهان بینظیر است. در عین حال، چالشهای داخلی و
خارجی انقلاب اسلامی نیز همواره آرمانها و دستاوردهای انقلاب را با مشكل
روبه رو ساختهاند و برخی كاستیهای راهبردی یا ضعفهای مدیریتی موجب ایجاد
ناهماهنگیهایی در تنظیم اهداف، نارساییهایی در تخصیص منابع و امكانات،
اختلالاتی در روابط اجتماعی و به تبع آنها، نارضایتی در میان گروههایی از
جامعه شدهاند كه این امر مبیّن درصدی از ضعف و ناكارآمدی كارگزاران نظام
جمهوری اسلامی میباشد.27 از اینرو، دستیابی به اهداف تعیین شده از سوی
انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و تحقق كامل آرمانهای آن نیازمند نقد
واقعبینانه وضع موجود، علتیابی مشكلات و بررسی دلایل عدم تحقق برخی از
اهداف و آرمانهای انقلاب با ارائه راهكارها و پیشنهادهای سازنده میباشد.
حسن
ختام بحث كارآمدی انقلاب اسلامی، گفتاری از مقام معظّم رهبری است: [...
بنده اعتقادم این است كه نظام اسلامی از همه دولتهایی كه در دوران استعمار
و دوران نزدیك به استعمار در كشور ما وجود داشته، قویتر عمل كرده است.
بدون تردید، نظام جمهوری اسلامی در همه بخشها قوی عمل كرده است. عناصر
مؤمن و كارآمد در نظام وجود داشتهاند؛ پشتوانه مردمی هم به آنها كمك كرده
است. در بخشهایی ما با قدرت وارد میدان شدهایم كه فكرش را نمیتوانستیم
بكنیم. در همه بخشها این طور است. الآن جای توضیح و بیان آمار نیست. البته
اقتضای این دوره از نظام جمهوری اسلامی، اقتضای كار بیشتر، انقلابیتر،
مؤمنانهتر و همه امكانات را بیش از این به میدان آوردن است؛ این را قبول
داریم. البته كم كاری وجود دارد، اما ناكارآمدی وجود ندارد. بین اینها
باید تفكیك قایل شد. ناكارآمدی وجود ندارد؛ نظام اسلامی كارایی دارد. یك
نشانه كارایی نظام، وجود شماست. جوان دانشجوی مؤمن و معتقد به نظام
میتواند حرف و انگیزه خودش را قوی در فضای جامعه مطرح كند. حرف شما فردا
در تمام فضای جامعه منتشر میشود. این نكته خیلی مهمی است. این خودش
كارآمدی این نظام است. كارآمدی نظام غیر از كارآمدی این دستگاه یا آن
دستگاه است. نظام، نظام كارآمدی است. البته كارآمدی نظام، مجموعه عملكرد
مثبت و منفیای است كه دستگاههای نظام دارند. اما این برآیند مثبت است.]28
پینوشتها
1 ـ محمّدباقر حشمتزاده، آثار و نتایج انقلاب اسلامی ایران، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1379، ص16.
2 ـ علی آقابخشی، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، چاپار، 1379، ص446.
3 ـ سیمور م. لیپست، [مشروعیت و كارآمدی]، ترجمه رضا زبیب، فرهنگ توسعه، سال چهارم، ش 18 (خرداد و تیر 1374)، ص11.
4 ـ علی ذوعلم، [ولایت فقیه از تئوری تا تجربه]، خبرگزاری فارس، 16/ 3 / 1383.
5 ـ محمود فتحعلی، مبانی اندیشه سیاسی قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1383، ص 227.
6 ـ همان.
7 ـ برای آگاهی بیشتر در باب ارزش، ر.ك: مجتبی مصباح، فلسفه اخلاق، ص 139 / جمعی از نویسندگان، درآمدی بر مبانی اندیشه اسلامی، ص 37.
8 ـ آنتونی آر. بلاستر، لیبرالیسم غرب، ترجمه عباس مخبر، ص 284ـ281 / محمّدجواد لاریجانی، تدیّن، حكومت و توسعه، ص 221.
9 ـ سید ضیاء مرتضوی، [كارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران]، حكومت اسلامی، ش 14، ص1.
10ـ محمود فتحعلی، پیشین.
11 ـ محمدباقر حشمتزاده، پیشین، ص16.
12 ـ جمعی از نویسندگان، انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن، قم، معارف، 1382.
13 ـ محمّدرضا مرندی، [درآمدی بر كارنامه نظام جمهوری اسلامی]، ماهنامه ناظرامین، ش 13و14.
14 ـ محمدباقر حشمتزاده، پیشین، ص27.
15 ـ وزارت امور اقتصادی و دارایی، ربع قرن نشیب و فراز، گروه كارشناسان معاونت امور اقتصادی، تهران، پایگان، 1383، ص 47.
16 ـ محمّدباقر صدری، رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی، به نقل از پایگاه اطلاعرسانی [دنیای اقتصاد].
17 ـ گزارش اقتصادی و ترازنامه 1373بانك مركزی، ص 68.
18 ـ محمّدرضا مرندی، پیشین.
19 ـ دیدار مسئولان نظام با رهبر معظّم انقلاب اسلامی.
20 ـ كنفرانس مطبوعاتی آقای خاتمی.
21 ـ گروه كارشناسان معاونت امور اقتصادی وزارت اقتصاد و دارایی، پیشین، ص 85.
22 ـ محمداسماعیل اكبری، شاخصهای سلامتی در جمهوری اسلامی ایران، تهران، 1382، ص6.
23 ـ محمّدرضا مرندی، پیشین.
24 ـ حسن روحانی، [استراتژی جمهوری اسلامی ایران در قبال فرسایش حاكمیت دولتها]، فصلنامه راهبرد، ش 29، پاییز 82، ص24.
25 ـ ر.ك: نامه وزیر علوم، تحقیقات و فنّاوری به مقام معظّم رهبری در تاریخ 1380/10/30.
26 ـ محمّدرضا مرندی، پیشین.
27 ـ همان.
28 ـ بیانات رهبر معظّم انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان در ماه مبارك رمضان، 1383/8/10.
سایر منابع:
1. 25 گفتار پیرامون انقلاب اسلامی، علی دارایی، تهران، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، نشر هماهنگ 1382، صص 356 - 319.
2. انقلاب اسلامی ایران ؛ جمعی از نویسندگان ، نشر معارف ،1384 ، صص 218- 140 .
3. 92 دستاورد انقلاب اسلامی ، معاونت فرهنگی قدر ولایت ، 1382 .
4. رویش ، علی اكبر كلانتری ، نشر معارف ، 1383 .