X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



ایرانی وب - موضع اسلام و دیدگاه غرب نسبت به زن
بسیاری از مردم قرآن را مهجور پنداشتند و گروهیدروغ پنداشتند و گفتند: آیه «الرجَالُ قَو'مُونَ عَلَی النسَآءِ؛ مردان سرپرست زنانند.»(نساء/34) مال این زمان نیست، و
MAT MAT MAT
موضع اسلام و دیدگاه غرب نسبت به زن
مدير وبلاگ م.ح در 1391/11/13 |

«و از برای زن ها مانند همان حقوقی که مردها بر آنها دارند، نیز بر عهدۀ مردان است و این حقوق بر اساس معروف و پسندیدگی پایه گذاری شده است؛ ولیکن برای مردان یک درجه مزیت نسبت به زنان است .»

میگویند: ما معنای این آیه را نمی فهمیم؛ خداوند فهم را از شما بگیرد، البته نمی فهمید.

میگویند: حالا بحثش را نکنید! چرا نکنیم؟ مگر آیه قرآن نیست؟ مسلمانان باید با کمال شجاعت، قدمِ راستین در اعماق قرآن کریم گذارند، بگویند، بخوانند، بحث کنند، به دنیا معرفی کنند، در سخنرانی ها، در کنفرانس ها، در مجامع بین المللی اثبات کنند که قرآن حقوق زن را داده است، وَ لِلرجَالِ عَلَیْهِن دَرَجَةٌ بهترین و عالی ترین طرز تقسیم حقوق بر اساس مواهب استعدادی خدادادی است؛ و حق هم همین است.

شرق و غرب، این طرف و آن طرف دور می زنند، بدبخت و دست خالی هستند، و بالاخره باید بیایند در مقابل قرآن، و زانو بزنند و برای نجات عالم بشریت دستورات آنرا یگانه شمع فروزندۀ فرا راه خود بدانند.

امروز مخدره ای آمده منزل و از شوهرش می گفت، که ما در زمان طاغوت طلاق خود را از دادگاه طاغوتی گرفتیم. و چقدر بدبخت بودیم که در آن زمان بدون رضای شوهر و وکالت او، دادگاه حکم طلاق صادر میکرد، ما تجری کردیم و طلاق گرفتیم و خیال میکردیم زرنگی کرده ایم، ولی خودمان را به چه بدبختی انداختیم.

و آرزو میکرد کاش این کار را نمیکرد، و اگر نمیکرد، با شوهرش با کمال صفا زندگی مینمود.

میگفت: با دست خودمان خود را در آتش افکندیم.

طلاق زن به دست مرد است، این حکم قرآن است زن ها دارای خصائص مختص به خود هستند اگر از آن مختصات انسان به آنها زیادتر بدهد تحمل نمی آورند؛ و وجودشان متلاشی میشود.

تحریف سخن امیرالمؤمنین درباره زن توسط غرب گرایان:

حضرت امام علی علیه السلام در حاضِرَیْن وصیت بسیار عالی و پر محتوی برای حضرت امام حسن علیه السلام نوشته اند که در «نهج البلاغة » آمده و قریب شانزده صفحه است.

أخیراً در این چند روزه دیدم در روزنامه اطلاعات به عنوان وصایای أمیرالمؤمنین آنرا ترجمه کرده و در چندین شماره آنرا به پایان رسانیده است. مترجم گر چه اسم خود را ذکر نکرده است ولی هر که بوده یک دزدی زیرکانه کرده است، این مترجم در ترجمه تحریف به عمل آورده و نکات دقیق را انداخته است.

و جمله: وَ لاَ تُمَلکِ الْمَرْءَةَ مِنْ أَمْرَِهَا مَا جَاوَزَ نَفْسَهَا فَإن الْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ را بگونه ای دیگر ترجمه نموده است. در این جمله حضرت میخواهد بفرماید:

ای فرزندم حسن! آنچه را که بیش از ظرفیت زن است به او تحمیل مکن! چون زن موجودیتش توأم با لطافت است؛ و همانطور که بدنش نسبت به بدن مرد لطیف تر است اُصولاً غرائز و احساساتش یک لطافت و رقت خاصی دارد. از این مقدار بیشتر به او تحمیل مکن چون او قهرمان نیست؛ مرکز گیرودار و کشمکش و مورد حملات قهریه نیست.

آن خارهای سخت بیابان یا آن کُنده های سخت و چوب های محکم را انسان میتواند در دست بگیرد و با آن کارهائی انجام دهد، ولیکن گل محمدی و گل یاس و مریم را انسان بچیند و دست روی برگش بگذارد پژمرده میشود. (نهج البلاغه/ نامه 31)

و آنقدر لطیف است که أمیرالمؤمنین زن را بدان گل تشبیه میکند و چقدر عالی و با منطق رسا و دقیق میفرماید: زیاده از ظرفیت زن به او تحمیل منما، اگر به او تحمیل کردی او را فاسد و تباه کردی! اگر زن را در امور اجتماعی شرکت دادی! در سیاست وارد ساختی! مورد مشورت در امور سیاسی قرار دادی در قضاء و حکومت او را قاضی و حاکم نمودی! در جهاد او را واداشتی! وجودش را ضایع کرده ای؛ زن برای این کارهای سنگین نیست، سازمان وجودی زن به شکلی دگر است.

در روایت داریم: وَ لاَ أَنْ تُسْتَشَارَ؛ در امور سیاسی و اجتماعی نباید زن را مورد مشورت قرار داد.

إیاکَ وَ مُشَاوَرَةَ النسَآءِ فَإن رَأیَهُن إلَی أَفنٍ وَ عَزْمَهُن إلَی وَهَنٍ. (نهج البلاغه/ نامه 31)

حضرت میفرماید: «ای حسن! مبادا در امور اجتماعی با زنان مشورت کنی! چون رأی آنها پیوسته رو به ضعف میگراید و عزم و ارادۀ آنان رو به سستی !»

 

تباه شدن زن با نام حقوق زن:

و در معرکه پهلوانی و میدان کشتی گیری انسان باید با پهلوان کشتی بگیرد، اگر با غیر پهلوان کشتی بگیرد آن بیچاره را میکشد و وجود او را در هم می شکند. اینک دنیا نمی فهمد چه میکند و چه بلائی در تحت عناوین جالب و چشمگیر حقوق زن بر سر زنان می آورد، و چه آتش رگبار صاعقه های خانمانسوز را بر آنان می بارد. امروزه دنیا در جهل غوطه ور است، در جهل مرکب غرق است. به عنوان حقوق زن قیام میکنند و غیر از آنکه حقوق حقه و اولیه آنها را تباه کنند و گل وجودشان را پرپر نمایند و عمر نود سال و هشتاد سال و صد سال با عزت و سعادت را به سی سال و بیست سال کاهش دهند، کاری دیگر نمی کنند.

و لذا می بینیم که در دنیا با زن بازی می کنند، زن شده بازیچه مردها و مورد هوس آنها؛ اسلام این را نمی گوید، میگوید: اگر کسی یک نگاه خیانت به زنی کند مجرم است زن حقی دارد در حدود خود، مرد هم حقی دارد در حدود خود.

آن وقت این آقائی که آمده است و در روزنامه ترجمه کرده است چون میرسد به این سخن أمیرالمؤمنین علیه السلام:

وَاکْفُفْ عَلَیْهِن مِنْ أَبْصَارِهِن بِحِجَابِکَ إیاهُن! فَإن شِدةَ الْحِجَابِ أَبْقَی عَلَیْهِن.

«تا میتوانی چشم های آنان را به قرار دادن حجاب برای آنها بپوشان! چون شدت حجاب عین شفقت و مهربانی نسبت به آنانست.» (نهج البلاغه/ نامه 31)

این جمله را به کلی در ترجمه ساقط کرده است؛ این دزدی است.

آقا! تو ترجمه ات را بکن! و کسی از تو مؤاخذه نمی کند که چون فکلی مآب قرن هستی و این جمله را نمی پسندیدی چرا نوشتی؟! تو ترجمه ات را بکن و این کلام را به مولا نسبت بده! مال تو نیست!

باری اینها حاضر به سرقت در گفتار هستند و حاضر به ترجمه صحیح نیستند.

قرآن میگوید: بر زن حجاب لازم است. قرآن میگوید: الرجَالُ قَو'مُونَ عَلَی النسَآءِ، وَ لِلرجَالِ عَلَیْهِن دَرَجَةٌ ما چرا بر قرآن پیشی گیریم؟ و چرا کاسه گرم تر از آش شویم؟ و چرا به عنوان اسلام و به اسم اسلام مخالفت صریح با قرآن بنمائیم؟

تعداد بازديد : 47
برچسب ها :